آنکه من را آفرید
نوع شعر: کلاسیک
توضیحات:
اول انسان نبود و بعد از آن،خدا انسان را آفرید،او به انسان بهشت داد،سپس به انسان مال و ملک داد،خلاصه هرچه دارم از او دارم،من او را به مردم جهان،یاد آوری میکنم ولی آنان او را از یاد میبرند و من از این،غصه دارم و امید دارم که همه ی انسان ها یک روزی به همدیگر کمک کنند نه اینکه حسادت هم را بکنند و هیچ گاه خالق خود را از یاد نبرند.
شعر:
به صد روزی قبل،آمار شب هایی که بُوَد تارم
سرّ جایی هستم،کاشانم، رِضوانیم بُوَد، یارم
من نه دارا بودم آنرا که بدارام بِبَستی تو
بر من آن باشد که تو دادیم همه مال را، کز مَلّاکم
همه روزی به اینان را که تو دادی،هستیم فکر و
همه عمری به اینان را که تو دادی،فکری هستم
تو به ما عاشق و ما عاشق تریم یا نیست همچون
من و ما عاشق،تویی عاشق تر ،کارام من را خبرم
هرچه گوییم ز تو را،باشد کم،هرآن کان به یار بگفتم
نشد او را مَشقِ یاران،بِهَش یاری که او غمخوارم
ارسال شده توسط: علی کرمی تفتی